Найти тему
Ali Moradnejad

به مناسبت تولد رفیق سالوادور آلنده

Оглавление

(نویسنده: علی مرادنژاد)

صد و 16_/_سال پیش در چنین روزی 26 جولای  1908 سالوادور آلنده سیاستمدارِ مارکسیست، واز بنیانگذاران حزب سوسیالیست شیلی در" والپارایسو شیلی" چشم به جهان گشود.

فکر می‌کنم داستان زندگی و مرگ «رفیق رئیس‌جمهور» که تا به حال کمتر درک شده‌ باشد

امروز برای جامعه ما، درسی ضروری، و برای این روزهای خیلی ها درس عبرت آموزی می تواند باشد. این نیز نمونه ای از این واقعیت است که سیاست همیشه کثیف و بدبینی نیست. از این گذشته ، اگر اینطور نبود ، جهان مدتها آلنده را فراموش می کرد.

26 ژوئن - سالوادور آلنده متولد شد - دولتمرد و سیاستمدار شیلیایی، رئیس جمهور شیلی از 3 نوامبر 1970 تا زمان مرگ او در نتیجه یک کودتای نظامی فاشیستی. برنده جایزه بین المللی لنین "برای تقویت

اما ما با این مقدمه کوتاه می خواهیم عملکرد رئیس جمهور شیلی را مورد ارزیابی قرار دهیم /

پنجاه و یک سال پیش، در 11 ژوئیه 1971، سالوادور آلنده، رئیس جمهور شیلی، با انجام وعده و وظیفه انتخاباتی خود، ملی شدن ثروت اصلی کشور - مس را اعلام کرد و بدین وسیله حکم اعدام خود را امضا کرد.

-2

چرا امروز این داستان قدیمی را به یاد می آوریم؟

در آن روزها، با همان روش‌ها، همان نیروهایی که امروز با شعار حمایت از «آزادی‌های مدنی و ارزش‌های غربی» جنگ جهانی را علیه روسیه ، اتحاد شوروی سابق و بشریت به راه انداخته‌اند، تنها دولت مستقل و معتبر آن زمان جنوب را سرنگون کردند. آمریکا و شیلی را در آن فرو برد شب دیکتاتوری فاشیستیو در دوران دیکتاتوری بود که شیلی به اولین آزمایشگاه نئولیبرالیسم در جهان تبدیل شد - قدرت تفکیک ناپذیر بنیادگرایان بازار، که تحت آن دولت از انجام کارکرد اصلی اجتماعی خود دست می کشد و آزادی های اقتصادی را متناسب با افزایش زندان ها و اردوگاه های کار اجباری گسترش می دهدبرای کسانی که مخالف هستند"معجزه اقتصادی شیلی" جعلی به مدل آزمایشی برای تسخیر قدرت جهانی توسط بانک ها، شرکت ها و مطبوعات وابسته به آنها تبدیل شده است. همانطور که در دهه 70 در شیلی، اما امروز در مقیاس سیاره ای، این نیروها هر چیزی را که در سر راه خود هستند، و اول از همه فرهنگ، عقل سلیم و انسانیت را از بین می برند.

بنابراین، امروز دلیل دیگری برای یادآوری سالوادور آلنده است، مثال او که سیاست همیشه کثیف نیست و ثروت مردم ما می تواند و باید به آنها بازگردانده شود

-3

درست ده سال پیش یک اتفاق خارق العاده در آمریکا رخ داد. تروریست شماره یک کوبایی لوئیس پوسادا کریلز که مادام العمر تحت حمایت دولت آمریکا بود در سن 90 سالگی در میامی درگذشت.

پوسادا کاریلس در کوبا متولد شد، تابعیت ونزوئلا را دریافت کرد و در سن جوانی به ارتش ایالات متحده پیوست اسناد محرمانه سیا عضویت وی در این سازمان را از سال 1960 تا 1974 تایید می کند.

و اینکه او ماموریت های امنیتی برای سرویس های مخفی ونزوئلا، گواتمالا، السالوادور، شیلی و آرژانتین انجام داده است.

-4

در ونزوئلا، او وارد رهبری سرویس امنیتی شد و جلسات متعدد شکنجه و آزار و قتل انقلابیون را رهبری کرد. جای سوال است که چرا کمونیست های ونزوئلا زمان روی کار بودن دولت سوسیالیستی کشته می شوند.

-5

از بنیاد ملی کوبا-آمریکایی متشکل از پیروان دیکتاتور مخلوع کوبا، باتیستا، کمک مالی دریافت کرد.وپرونده کشتار دهها کوبایی به بهانه واهی امنیت ملی آمریکا به قتل می رساند

-6

در سال 1961 در آماده سازی فرود مزدوران در Playa Giron در کوبا شرکت کرد.

او در سال 1971 در یک سوء قصد نافرجام به فیدل کاسترو در سفرش به شیلی شرکت کرد.

در سال 1976، او در سازماندهی ترور اورلاندو لتلیر، وزیر امور خارجه دولت سرنگون شده آلنده در واشنگتن شرکت کرد.

در همان سال 1976، او یک انفجار هواپیمای غیرنظامی کوبایی از ونزوئلا را سازماندهی کرد که در آن 73 مسافر کشته شدند. به همین دلیل در ونزوئلا زندانی شد، اما فرار کرد و از آنجا به گواتمالا، هندوراس و السالوادور نقل مکان کرد و از آنجا در سال‌های بعد در فعالیت‌های خرابکارانه علیه دولت ساندینیستای نیکاراگوئه شرکت کرد.

در سال 1997، او مجموعه ای از بمب گذاری ها را در هتل های هاوانا ترتیب داد که منجر به تلفات انسانی شد، که سال بعد در مصاحبه ای با نیویورک تایمز اعتراف کرد.

او در سال 2000 در جریان نشست روسای جمهور آمریکای لاتین در پاناما اقدام به ترور فیدل کاسترو کرد. دستگیر شد، اما پس از 4 سال عفو شد.

وی در سال 1384 به طور غیرقانونی وارد آمریکا شد و به همین دلیل بازداشت شد، اما دو سال پس از آن و پرداخت مبلغ ضمانت، توسط دادگاه آزاد شد. او در میامی تحت حمایت دولت آمریکا زندگی می‌کرد که همواره تمام خواسته‌های کوبا برای استرداد جنایتکار را .نادیده گرفته است

-7

دیالک تیک خاستگاه طبقاتی و پایگاه طبقاتی _[پینوشه _ آلنده ]

مسعود بهبودی

بودن و نبودن (زیستن و مردن)

مسئله این است.

شکسپیر

26 ژوئن 1908 زادروز سالوادور آلنده .

سالوادور آلنده از اشرافیت فئودال بود و تا مغز استخوانش توده ای بود

پینوچه تبارش به زحمتکشان می رسید و تا مغز استخوانش فاشیست بود و ضد توده ای

آنچه روشن است

این است

که

نقش تعیین کننده در دیالک تیک خاستگاه طبقاتی و پایگاه طبقاتی

در تحلیل نهایی

از ان خاستگاه طبقاتی است.

Операция «ХХ век»: как лидер компартии Чили Луис Корвалан вместе с КГБ готовили покушение на Пиночета

-8

درباره بزرگترین

عملیات قرن " 20":

لوئیس کورولان به عنوان رهبر حزب کمونیست شیلی

، همراه با _تیم همراه از اتحاد جماهبرشوروی ک گا ب طرح موفقیت آمیز ترور جنایتکار پینوشه را به انجام می رسانند.،

اقدامات رئیس جمهور سالوادور آلنده

آیا در شیلی ساختمان سوسیالیسم تشکیل یافت ،؟

-9

اقتصاد شیلی در دوران آلنده

ارتباط این موضوع در تحلیل تلاش برای ایجاد سوسیالیسم  در شیلی و ارزیابی مدرن این دوره نهفته است. 

در قرن بیستم، آمریکای لاتین خود را در مرکز تقابل دو ایدئولوژی مارکسیستی و سرمایه داری یافت. در برخی از کشورها (کوبا، ونزوئلا) ایده های جامعه سوسیالیستی زمینه و بستر مناسبی پیدا کرده است. اوضاع با شیلی متفاوت بود و ایجاد یک دولت رفاه منجر به فروپاشی و مرگ و ورود قعر آمیز امپریالیسم از طریق گماشته خود پینوشه خونخوار پرشده از کینه ایدئولوگ طبقاتی فاشیسم گردید.و به ناگوار ترین حالت ضد دمکراتیک ترین حالت رئیس منتخب از میان برداشته و با خیل عظیم توده و کمونیست ها تار و مار می شوند

.این در این بخش دیدگاه مدرن شیلیایی ها را در مورد دوران سلطنت آلنده و پینوشه مورد بحث قرار می دهیم و سراغ اقتصاد آن دوره می رویم ..

 

-10

تاریخ متعلق به ماست و ملت ها آن راسازند! (سالوادور آلنده در آخرین سخنرانی خود خطاب به مردم)

وضعیت قبل از انقلاب در شیلی

قبل از اینکه مستقیماً در مورد خود سالوادور آلنده صحبت کنیم، در مورد عملکرد او به عنوان رئیس جمهور شیلی و اقدامات ائتلاف احزاب چپ "اتحاد مردم"، باید کمی در مورد وضعیت قبل از انقلاب در شیلی در نیمه اول قرن بیستم صحبت کنیم. و نیمه دوم قرن بیستم تا پایان دهه 1960. و وضعیت در سیاست اقتصادی و اجتماعی، در مسایل برابری کارگران، در مسائل کیفیت زندگی مردم عادی شیلی، و در نهایت، در مورد استثمار مردم شیلی توسط امپریالیسم آمریکا، به شدت ناامیدکننده بود.

 در آغاز قرن بیستم در جمهوری شیلی، تقریباً تمام بخش‌های صنعتی کشور در دست سرمایه‌های آمریکایی بود. ایالات متحده استخراج مس و نمک نمک، صادرات اصلی شیلی را کنترل می کرد.

 کارلوس ایبانز که در سال 1927 به قدرت رسید، تنها وابستگی کشور به ایالات متحده را افزایش داد. گرفتن وام های کلان کشور غنی از منابع از تضادهای نظام سرمایه داری و سلطه سرمایه خارجی رنج می برد.

 همه اینها با فشار بر اتحادیه های کارگری، سرکوب کمونیست ها و سوسیالیست ها، پراکندگی اعتصابات و تظاهرات کارگری همراه بود. اما نه تنها کارگران مورد استثمار قرار گرفتند.

 وضعیت کشاورزی هم بهتر از این نبود. بیشتر منابع زمین در به اصطلاح لاتیفوندیا - زمین های بزرگ متعلق به مالکانی بود که سرمایه خود را از طریق استثمار دهقانان شیلی به دست می آورند.

 باز هم، در کشاورزی، بخش عظیمی از لاتیفوندیا مستقیماً به سرمایه آمریکایی وابسته بود. کیفیت زندگی کارگران و دهقانان (که با هم تقریباً 80 درصد جمعیت را تشکیل می دادند)، روشنفکران و کارمندان و سایر کارگران بسیار پایین بود.

 شیلی آن زمان یک سرمایه داری کلاسیک نیمه پیرامونی است که منابع کشور را به مراکز سرمایه داری جهان (در مورد شیلی - عمدتاً به ایالات متحده آمریکا) می کشاند و بی رحمانه زحمتکشان را سرکوب می کند. یک وضعیت کتاب درسی قبل از انقلاب در حال شکل گیری بود که «بالا نمی خواهد، پایین دیگر نمی تواند». علاوه بر این، استاندارد پایین زندگی به معنای واقعی کلمه بر نابرابری کارگری و مدنی، سرکوب سیاسی، و دیگر خودسری‌های دولت نئولیبرال، و صادقانه بگویم، غیرمستقل شیلی قرار گرفت. 

همه پیش نیازهای انقلاب سوسیالیستی فراهم بود. همه اینها منجر به روی کار آمدن ائتلاف احزاب چپ "اتحاد مردم" و انتخاب سالوادور آلنده به عنوان رئیس جمهور شیلی در نوامبر 1970 شد. ظلم بی رحمانه به زحمتکشان یک وضعیت کتاب درسی قبل از انقلاب در حال شکل گیری بود که «بالا نمی خواهد، پایین دیگر نمی تواند».

 علاوه بر این، استاندارد پایین زندگی به معنای واقعی کلمه بر نابرابری کارگری و مدنی، سرکوب سیاسی، و دیگر خودسری‌های دولت نئولیبرال، و صادقانه بگویم، غیرمستقل شیلی قرار گرفت. همه پیش نیازهای انقلاب سوسیالیستی فراهم بود. همه اینها منجر به روی کار آمدن ائتلاف احزاب چپ "اتحاد مردم" و انتخاب سالوادور آلنده به عنوان رئیس جمهور شیلی در نوامبر 1970 آغاز شد. 

ظلم بی رحمانه به زحمتکشان یک وضعیت کتاب درسی قبل از انقلاب در حال شکل گیری بود که «بالا نمی خواهد، پایین دیگر نمی تواند». علاوه بر این، استاندارد پایین زندگی به معنای واقعی کلمه بر نابرابری کارگری و مدنی، سرکوب سیاسی، و دیگر خودسری‌های دولت نئولیبرال، و صادقانه بگویم، غیرمستقل شیلی قرار گرفت.

 همه پیش نیازهای انقلاب سوسیالیستی فراهم بود. همه اینها منجر به روی کار آمدن ائتلاف احزاب چپ "اتحاد مردم" و انتخاب سالوادور آلنده به عنوان رئیس جمهور شیلی در نوامبر 1970 شد.

 

شیلی در کوران انقلاب سوسیالیستی

حزب کمونیست روسیه

، رفیق رئیس جمهور!

سالوادور آلنده مسیر توسعه سوسیالیستی شیلی و ریاست جمهوری او را در سال 1937 آغاز کرد.

 پس از آن بود که او برای اولین بار از حزب سوسیالیست شیلی به عضویت کنگره ملی انتخاب شد.

او قبلاً در سال 1938 پست وزیر بهداشت را در دولت راست میانه شیلی از 1938-1942 به عهده گرفت. علیرغم این واقعیت که این دوره زمانی با تغییر رژیم حقوقی به سیاست راست میانه مشخص می شود، سالوادور آلنده به دیدگاه های چپ میانه پایبند بود و بسیاری از همکاران خود را متقاعد کرد. بنابراین، به عنوان یک پزشک، در سال 1939 تضمین کرد که فقرای شیلی، برای اولین بار در تاریخ کشور، دسترسی همگانی و رایگان به مراقبت های بهداشتی عمومی را دریافت کنند. با این حال، ظاهراً راست میانه واقعاً سوسیالیست را در دولت دوست نداشت و پس از 1942 آلنده وارد دولت جدید نشد. اما در عوض، دور جدیدی در توسعه و یک موقعیت مسئول جدید در انتظار او بود که راه را برای ریاست جمهوری و شیلی - راه سوسیالیسم را باز کرد. در سال 1942، آلنده دبیر کل حزب سوسیالیست شیلی شد - که در آن زمان هنوز مخالف بود. در سال 1952، آلنده به کمونیست ها نزدیک شد و کمونیست ها به او قول حمایت در صورت نامزد شدن برای ریاست جمهوری را دادند. سوسیالیست ها این پیشنهاد را پذیرفتند و دو حزب اتحادی را تشکیل دادند - جبهه اقدام مردمی، که آلنده را برای ریاست جمهوری در سال های 1952، 1958 و 1964 نامزد کرد، اما همیشه ناموفق. در همان زمان، رشد حمایت از ایده های چپ در جامعه آشکار بود: در سال 1952، آلنده تنها 5٪، در سال 1958 - در حال حاضر 28٪، در سال 1964 - در حال حاضر 38٪ امتیاز کسب کرد. رشد حمایت نیز توسط ائتلاف سوسیالیست ها و کمونیست ها "اقدام مردمی" نشان داده شد. که در سال های 1952، 1958 و 1964 آلنده را برای ریاست جمهوری نامزد کرد، اما در همه زمان ها ناموفق بود. در همان زمان، رشد حمایت از ایده های چپ در جامعه آشکار بود: در سال 1952، آلنده تنها 5٪، در سال 1958 - در حال حاضر 28٪، در سال 1964 - در حال حاضر 38٪ امتیاز کسب کرد. رشد حمایت نیز توسط ائتلاف سوسیالیست ها و کمونیست ها "اقدام مردمی" نشان داده شد. که در سال های 1952، 1958 و 1964 آلنده را برای ریاست جمهوری نامزد کرد، اما در همه زمان ها ناموفق بود. در همان زمان، رشد حمایت از ایده های چپ در جامعه آشکار بود: در سال 1952، آلنده تنها 5٪، در سال 1958 - در حال حاضر 28٪، در سال 1964 - در حال حاضر 38٪ امتیاز کسب کرد. رشد حمایت نیز توسط ائتلاف سوسیالیست ها و کمونیست ها "اقدام مردمی" نشان داده شد.

ادامه دارد